تبليغاتX
یـــــار خراسانی

یـــــار خراسانی

دلنوشته ها و اشعارم برای یوسف ٍ یگانه ام بهترین پدرِعالم پور حیدر قمر ٍمنیر انقلاب مولانا الخامنه ای

 

 

 

 

 من . اویس .عاشقم  .

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده دریکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 12:31توسط اویس ٍ یار خراسانی |

توتیا گردید

 

دشمن می پندارد بیست و دوم بهمن ماه فقط یک حماسه است برای ما .

می پندارد فقط یک دلتنگی روحی است برای ما .

می پندارد یک مانور است برای ما .

می پندارد ابراز قدرت ماست فقط .

و روی همین پندارهاست که سی و سه سال تمام دوربین هایش را در نیم روز گرم و عاشورایی بیست و دوم بهمن ماه روی خیابانهای ایران اسلامی متمرکز میکند و خسته هم نمیشود !

پندارهایش از عدم شناختش است به ما .

به ما که بیست و دوم بهمن برایمان یک تمرین است . یک تمرین برای روزی که آقایمان بیاید و حکومت واحد جهانی توحیدی را در عالم برپا کند . یک تمرین برای روزی که سیدناالخامنه ای بیرق انقلاب را به صاحبش تحویل دهد . یک تمرین برای روزی که عاشوراست …

و دشمن می هراسد از آن روز که عاشوراست .

از آن روز که شمشیرهای ما از نیام برآیند و از خون آنان سیراب گردند ، می هراسد دشمنمان …

… همین دیروز بود که با استاد عزیزی که روزگاران انقلاب و جنگ را درک کرده و زحمات فراوانی برای این آب و خاک کشیده بود از روزهای انقلاب سخن میکردیم و برای اول بار از او شنیدم که روز 12 بهمن ماه 57 که امام به ایران تشریف آوردند ، مصادف گشته بود با روز جمعه .

عجبا از این تلاقی شریف .

بشارات الهی را بنگر …

22 بهمن … روزی بود که در مقابل چشمان حیرت زده دنیا انقلاب پیروز شد و این پیروزی نبود جز تأیید الهی قیام مردم ایران را علیه رژیم ستمشاهی . این نبود جز قدرت ابرمردی که نظیرش را تاریخ ندیده است . این یک واقعیتی است که بر دوست و دشمن پوشیده نیست .

آری ... " خمینی کبیر روحی له الفداه ، ابرمردی که بیرق توحیدی را در عالم برافراشت و دشمنان کوچک و بزرگ اسلام ، هنوز هم از شنیدن نامش می هراسند ، تأیید شده به نور الهی ، دلیل حیات ما ، آمد در چنین ایامی و زنده شد یاد روزگاری که علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء با آمدنش ، ایران را الی الابد مرکز توجه خوبان عالم نمود ...

بیست و دوم بهمن ماه ؛ روزی که وعده الهی محقق شد ...

"  ان الذین  قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل الملائکه الا تخافوا ... "

هنوز روزگار زیادی از این پیروزی بزرگ نگذشته بود که باز هم در روزی که روز جمعه بود خدایتعالی شن ریزه های صحرای طبس را مأمور کرد تا هواپیماهای امریکا را زمینگیر کنند . و این نوبت دنیا با پرسش بزرگی مواجه شد : ما داریم با که می جنگیم ؟ این خمینی کیست که حتی شن ریزه های صحراها هم به امدادش می آیند و اثبات عاشقی میکنندش ؟ این انقلاب تایید شده از جانب چه قدرتی است که چنین امدادهای غیبی بزرگی در حقش میشود ؟ ...

آن روز هم روز جمعه بود .

و اینها همه سخن از حقیقت بزرگ انقلاب ماست : " حقانیت "

و ... از پس گذر سالها دی 88 بود با فتنه ای بزرگ و مهیب . دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب همه ، هم پیمان ...

و باز هم امدادهای غیبی الهی در تایید این انقلاب بود که دشمنان را زمینگیر کرد و حقانیت خمینی و انقلاب و سیدنا علی الخامنه ای را به عالمین اثبات کرد .

آری ...

فردا 22 بهمن است و خون در رگهامان فریاد میزند از پس گذر سالها :

" و ان رجعتکم حق لا ریب فیها یوم لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن امنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا ... "

و خمینی است حق .

و انقلاب است حق .

و ولایت است حق .

و شهیدانند حق .

و خون شهیدان است حق .

با دشمن بگو : دوربینهایت را فردا هم ، مثل همه این سالها بیاور میان خیابانهای سرزمینم و خوب نگاه کن .

با دشمنان بگو : باز هم خیال خام بپرور در ذهنت .

با دشمنان بگو : ما را نگاه کن و بیاد بیاور روزی را که آقا و مولایمان اباصالح المهدی عج الله فرجه بیاید و ما و رهبرمان " سید علی " گرداگردش حلقه زده و بنشینیم و چشم در چشمان مبارکش مشق خدا کنیم ...

با دشمنان بگو : ما را نگاه کن و بیاد بیاور آن روز را که عاشوراست .

با دشمنان بگو : کم ما زیاد است و باور ما بزرگ .

و بیهوده گویان را واگذار تا در جهالت خویش تاریک بزیند و تاریک بمیرند !

با دشمنان بگو : فردا ما را بنگر و خشمگین باش و از این خشم بمیر !

با دشمنان بگو : ما را عاشقان خمینی و یگانه یادگارش " ولایت فقیه " بدان که در راه این عشق و این باور پروای هیچ نداریم .

با دشمنان بگو : ما منتظران عاشوراییم ... تو هم منتظر باش که وعده الهی تخلف ناپذیر است :

" قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ "

با دشمنان بگو : این متن کلمات قلبی من است . نه از جایی و کتابی برداشته ام . نه میزی دارم و ریاستی . نه سرباز وظیفه ام و نه حقوق بگیر جایی ... با دلم سخن میکنم و از باورم می نویسم . یکی ام از بین میلیونها عاشق و دلداده خمینی . قطره ای از دریا . به دشمنان بگو : " ما دلدادگان ولایتیم و تو هرگز راهی به دانستن ما نخواهی یافت ... "

 

 

اویس نگاشت : شکست آینه ما و توتیا گردید ... همان خیال تو استاده  در برابر ما

 

 

 

 صبحگاه نگاشت : دو رکعت نماز شکر به شکرانه غلبه و پیروزی حق بر باطل در ساعات استثنائی و جمیل صبحگاه ۲۲ بهمن فراموش نشود ... التماس دعا .

صبحگاه نگاشت ۲ : جانی از محبان زمزمه داشت : راهپیمایی ۲۲ بهمن یا روز قدس و انتخابات هم مانند نماز است . اول وقتش فضیلت دارد و باید هر قدم با ذکر الحمدلله شکرانه خداوند متعال را گفت که ما را از محبان خمینی بزرگ و نائبش سیدناعلی الخامنه ای قرار داد ... التماس دعا .

 

 

 

 


+ نوشته شده درشنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 1:42توسط اویس ٍ یار خراسانی |

صبوری تمام شد !

 

 

من روی آب و باد و خاک و آتش مشق نامت را می کنم ...

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده دریکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 4:50توسط اویس ٍ یار خراسانی |

تلنگر

 

 

حضور رهبر معظم انقلاب در مرقد امام راحل، مزار شهداي گمنام و گلزار شهداي بهشت زهرا

 

 

اویس نگاشت "

سلام مولای من ، سید علی جانم  ...

باز صبح جمعه ای دیگر و دلتنگی های شیعه برای امام غایب از دیدگان و دلتنگی های این اویس  ِ عاشقت برای تو که هارون ِ مهدی موعودی ...

بهم ریختگی عجیب دنیا مبیّن آن است که دیگر دم دمهای ظهور یار است . همان که شما فرمودی ...

اما در میان هجمه این به هم ریختگی های دنیا نهروانی که بپا شده تا غربت علی را تکرار کند جگرسوزتر است و ناراحت کننده تر !

علی جانم !

اگر چه این لغزشهای بسیار از زمان بازرگان و بنی صدر تا به حال و حتی پیشتر از آن با شکست نهضتهای بسیار که شروع میشد و به نیمه نرسیده شکست میخورد و مخصوصاً اینک و با این جریان انحرافی نوظهور که دارد دم از ارزشها زده و از دیگر سو تیشه بر ریشه ارزشها میزند ناراحت کننده است ولی فریادگر یک حقیقت بزرگ است و آن اینکه هر چه و هر که در تضادّ با ولایت قرار بگیرد فاتحه اش خوانده است !

کل من علیها فان

و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام

و ولی الله الاعظم است وجه خداوندی ...

و شمائید تجلی وجه ِ وجه خداوندی "

تاریخ تکرار میشود .

نهروانیان می تازند .

ریزش های بسیار رخ میدهد .

آنچه می ماند فقط وجه خداوندیست .

" ولایت حصن الله ، فمن دخل حصن الله امن من عذاب النار "

 

تلنگر "

 

جریانهای انحرافی در تمام سی و چند سال بعد از انقلاب هر زمان که وارد متن و بطن جامعه شده اند بلافاصله توسط مردم متدین ایران اسلامی حذف شده اند .

مردم شهید پرور ایران اسلامی با هیچ بنی بشری عقد اخوت ندارند و هر که را که بخواهد در مقابل ولایت فقیه بایستند از صحنه حذف میکنند .

مانند میکربی که وارد بدن شود و گلبولهای سفید آنرا ببلعند و مضمحلش کنند ( البته بشرط صحت و سلامت سیستم ایمنی بدن )

موعظه  نوشت ! :// علیرغم موج بدحجابی که در جامعه راه افتاده و سوق دادن جوانان به فساد و ابتذال و علیرغم فرهنگ بیمار جامعه و انزوا و عزلت اهالی فرهنگ و قلم متدین و جولان دادن هنرمندنمایان مبتذل سیستم ایمنی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران صحیح و سالم است و مانند گذشته با هر میکرب وارد شده به بطن و متن انقلاب برخورد خواهد کرد ...

گلبولهای سفید این پیکر رشید و سرزنده و سلامت ببلعید میکربهایی را که وارد میشوند و رو در روی فرماندهی کل اعضا و جوارح می ایستند ...

35 میلیون رأی تک تک این ملت به ولایتمداری شما بود آقای رئیس جمهور  !

به ولایتمداری شما رأی داده بودیم !

این میکرب پیشروی کننده دارد به مغز شما میرسد !

یا برانیدش یا مانند آنان که خطا رفتند و حذف شدند از حافظه تاریخی این ملت حذف خواهید شد !

هر که میخواهید باشید !

ما با هر رنگ و لباس و نژاد و سلیقه ، فقط و فقط و فقط و فقط و فقط " از ولی امر مسلمین جهان ، امام خامنه ای روحی له الفداه دستور می گیریم .

اگر شما دارید صحبت از حضرت ولیعصر عج الله فرجه می کنید ، این آقا ( سیدنا الخامنه ای ) همنفس و نماینده تامّ الاختیار ایشان است . سید علی خامنه ای به باور تمام این مردم و تمام مسلمین جهان ، هارون ِ مهدی موعود عج الله فرجه است .

آقای رئیس جمهور !

تاریخ انقلاب را ورق بزنید . بازرگان ، بنی صدر و خیلی های دیگر ... این راهی که اطرافیان مسئله دار شما میخواهند شما تا به انتهایش را بپیمایید تجربه شده است و به ترکستان است !

لطفا بیدار شوید "

 

 


+ نوشته شده درجمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 7:22توسط اویس ٍ یار خراسانی |

من ایستاده ام پشت در !

 

 

دلم سوخت

اشکم فرو چکید

کلمات چونان باران باریدن گرفتند بر سرزمین تفتیده قلبم

و نوشته شد آنچه بر دلم سنگینی میکرد ...

 

مادر !

من ایستاده ام پشت در !

آمده ام با هیزمها بسوزم !

آمده ام حایل تو و این در نیم سوخته شوم !

آمده ام بسوزم مادر !

جرعه ای حسینم دهید !

... علی جان ! غم آخرتان باشد ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده درشنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:18توسط اویس ٍ یار خراسانی |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ yarekhorasani محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم